لغت نامه دهخدا
ژرد. [ ژَ ] ( اِمص ) بسیار خوردن. پرخوری. ( برهان ). بسیارخوری. ( آنندراج ). صاحب غیاث اللغات گوید: ظاهراً لغت ژرد مشترک است به زبان عربی و فارسی، مگر تفاوت اینقدر باشد که در عربی به زای عربی و در فارسی به زای فارسی است.
ژرد. [ ژَ ] ( اِمص ) بسیار خوردن. پرخوری. ( برهان ). بسیارخوری. ( آنندراج ). صاحب غیاث اللغات گوید: ظاهراً لغت ژرد مشترک است به زبان عربی و فارسی، مگر تفاوت اینقدر باشد که در عربی به زای عربی و در فارسی به زای فارسی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلفونسو جردن که با نامهای آلفونس جردن یا آلفونس ژردان (۱۱۰۳–۱۱۴۸) شناخته میشود، کنت طرابلس (۱۱۰۵–۰۹)، کنت روئرگ (۱۱۰۹–۴۸) و کنت تولوز، مارگراف پروانس و دوک ناربون (۱۱۱۲–۴۸) بود.
💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه کرئو د سن ژردی شدهاست.
💡 وی همچنین برنده جوایزی همچون جایزه کرئو د سن ژردی شده است.
💡 وی دانشآموختهٔ «کنسرتوار عالی موسیقی بارسلون» است و بابت فعالیتهای هنریاش، برندهٔ جوایزی همچون جایزه کرئو د سن ژردی شده است.
💡 زار و نزار ژرده کلکش ز بهر چیست پیوسته گر بسر نکشد بار ملک و دین