لغت نامه دهخدا
چهارمین. [ چ َ / چ ِ رُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) منسوب به عدد چهار. چیزی در مرتبه چهارم. که میان مرتبه سوم و پنجم قرار دارد. رجوع به چهارم و چارمین شود.
چهارمین. [ چ َ / چ ِ رُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) منسوب به عدد چهار. چیزی در مرتبه چهارم. که میان مرتبه سوم و پنجم قرار دارد. رجوع به چهارم و چارمین شود.
منسوب به عدد چهار چیزی در مرتب. چهارم. که میان مرتب. سوم و پنجم قرار دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام هری با وجود نداشتن هفده سال به عنوان چهارمین جادوگر از جام بیرون میآید و او در مسابقات شرکت میکند.
💡 یکی تقابل و ثانی صفا سیم ظلمت چهارمین عدم قُرب و بُعد حین لقا
💡 آن آسمان جناب که چرخ چهارمین هر شام بر زمین زند از رشک وی کلاه
💡 مر تو را بر چهارمین درجه که نشاندهاست و این چه بازار است؟
💡 این فیلم چهارمین همکاری میشل و قریشی بود و نخستین بار در بخش ویژهٔ جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو ۲۰۱۳ بر روی پرده رفت.
💡 ارغون خان (مغولی: Аргун хан) چهارمین فرمانروای امپراتوری ایلخانی مغول در ایران بوده است. او پسر اباقا خان و برادر زاده سلطان احمد تگودار بود.