کلمه «چل کلید» که در منابع لغتنامهای مانند دهخدا، فرهنگ فارسی، فرهنگ معین و عمید آمده است، صفتی است که برای توصیف جام یا پیالهای به کار میرود که درویشان همراه خود دارند. این عبارت در اصل به معنای «چهل کلید» است و اشارهای نمادین به جامی دارد که درویشان از آن استفاده میکنند. معمولاً این جام به عنوان وسیلهای برای نوشیدن یا بخشی از زندگی ساده و زاهدانه درویشان شناخته میشود. در ادبیات عرفانی و فرهنگی، چل کلید نمادی از سادگی و بیپیرایگی است، زیرا درویشان به تجملات توجه نمیکنند و این جام کوچک و ساده همراهشان است. صفت چل کلید همچنین نشاندهنده تعلق به سبک زندگی درویشان است و جنبهای فرهنگی و اجتماعی دارد. این واژه بیشتر در متون قدیمی و ادب فارسی دیده میشود و کاربرد روزمره ندارد. به طور خلاصه، چل کلید یک صفت سنتی و نمادین است که به جام ساده و مخصوص درویشان اشاره دارد و در ادبیات عرفانی و فرهنگ فارسی جایگاه ویژهای دارد.
چل کلید
لغت نامه دهخدا
چل کلید. [ چ ِ ک ِ ] ( ص مرکب ) صفت جامی که درویشان با خود دارند. جام چل کلید.
فرهنگ معین
(چِ. کِ ) (ص مر. ) = چهل کلید، صفت جامی که درویشان با خود دارند.
فرهنگ عمید
=چهل کلید
فرهنگ فارسی
( صفت ) صفت جامی که درویشان با خود دارند.
ویکی واژه
چهل کلید؛ صفت جامی که درویشان با خود دارند.
جمله سازی با چل کلید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بس انگشت کز دریا پدید است صدف گفتی که طاس چل کلید است