چشیدنی
مترادفها
خوشطعم، لذیذ، گوارا
متضادها
بد مزه، ناسیدنی
لغت نامه دهخدا
چشیدنی. [ چ َ / چ ِ دَ ] ( ص لیاقت ) چیزی که لایق و قابل چشیدن باشد. ( ناظم الاطباء ). لَواس. ( منتهی الارب ). چاشنی کردنی. طعام یا شرابی که برای مزه کردن و آزمودن بزبان زنند. خوردنی یا آشامیدنی قابل چشیدن. و رجوع به چشیدن شود.
فرهنگ معین
(چِ یا چَ دَ ) (ص لیا. ) لایق چشیدن، طعام یا شرابی که برای مزه کردن و آزمودن بر زبان زنند.
فرهنگ عمید
لایق و قابل چشیدن، در خور چشیدن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - لایق چشیدن طعام یا شرابی که برای مزه کردن و آزمودن بر زبان زنند.
ویکی واژه
لایق چشیدن، طعام یا شرابی که برای مزه کردن و آزمودن بر زبان زنند.
جمله سازی با چشیدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کی گویی: «واقعهٔ عشق بگوی!» چیزی که چشیدنی بود نتوان گفت
💡 مانع مشو ز لعل لبت بوسه خواستم هر شکرین لبی نمکین شد چشیدنی است
💡 این بار، کشیدنی است ناچار؛ وین زهر، چشیدنی است ناچار