چرخنده

لغت نامه دهخدا

چرخنده. [ چ َ خ َ دَ / دِ ] ( نف ) چرخ زننده. دوار. گردان. گردنده. گردگردان. آنکه بدور خود یا بدور دیگری چرخد. رجوع به چرخ و چرخندگی شود.

فرهنگ عمید

چرخ زننده، گردنده، کسی یا چیزی که دور خود یا دور دیگری بچرخد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی یا چیزی که دور چیزی چرخد گرد گردنده.

فرهنگستان زبان و ادب

{rotator} [فیزیک] سامانه ای کوانتومی که حرکتش مانستۀ چرخش کلاسیک است متـ. فرفره top

ویکی واژه

چرخ‌زننده؛ گردنده؛ کسی یا چیزی که دور خود یا دور دیگری بچرخد.

جمله سازی با چرخنده

💡 حتی در یک فرایند پایه اسپینینگ ذوبی فاکتورهای زیادی وجود دارد. کیفیت و ابعاد محصول با توجه به نحوه کار و پیکربندی دستگاه تعیین می‌شود. در نتیجه، بسیاری از مطالعات در مورد اثرات تغییرات در پیکربندی چرخنده مذاب بر روی آلیاژهای خاص وجود دارد. به‌طور کلی، اسپینرهای ذوبی بسته به محصول مورد نظر با تغییراتی در متغیرهای زیر اجرا می‌شوند.

💡 الهام چرخنده (زادهٔ ۴ تیر ۱۳۵۷) بازیگر و مستندساز ایرانی است. او فعّالیت خود را از سال ۱۳۷۵ با بازیگری در فیلم عروسی مهتاب آغاز کرد. چرخنده پیش‌تر به عنوان ترانه‌سرا و خواننده نیز سابقهٔ کاری داشته و یک آلبوم موسیقی نیز ضبط کرده‌است.

💡 الهام چرخنده، در کمیسیون فرهنگی مجلس نهم حضور یافت و این کمیسیون از وی به خاطر آنچه که آن را فعالیت‌های چرخنده در زمینهٔ دفاع و گسترش فرهنگ ایرانی-اسلامی و حجاب در میان جوانان می‌خواند، تقدیر کرد.

💡 عکس‌های گرفته شده توسط چرخنده شناساگر ماه از مکان‌های فرود بر ماه.

چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز