فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- تاب دادن خماندن. ۲- در نوردیدن التوائ. ۳- ملفوف کردن ملتوی ساختن. ۴- منحرف کردن گردانیدن. ۵- مشکل کردن ( کلامسخن... ) معقد ساختن. ۷- مجعد کردن ( موی ) مرغول ساختن ( زلف ).
( مصدر ) ۱- تاب دادن خماندن. ۲- در نوردیدن التوائ. ۳- ملفوف کردن ملتوی ساختن. ۴- منحرف کردن گردانیدن. ۵- مشکل کردن ( کلامسخن... ) معقد ساختن. ۷- مجعد کردن ( موی ) مرغول ساختن ( زلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبک بازی تهاجمی و تمایل او به پیچیدهکردن بازی باعث شده تا شیوهٔ بازی شیروف را با میخائیل تال قهرمان جهان هموطنش که مدتی هم استاد او بود، مقایسه کنند.