پیرزا. ( اِخ ) ( ده... ) نیم فرسخ مشرقی قصبه پلی است بفارس. ( فارسنامه ناصری ).
پیرزا. ( ص مرکب،اِ مرکب ) آنکه از پدر و مادر سالخورد زاده و از آنروی ضعیف و زشت باشد. طفلی از پدری و مادری پیر: مگر پیرزائی، چرا از سرما می هراسی ؟ چرا از سرمای کم متألم میشوی ؟ مگر پیرزائی ؟ || کسی که با موی سفید و بهیأت پیران ترنجیده پوست و زشت بدنیا آید.
(ص مف. ) ۱ - آن که از پدر و مادری سالخورده زاده و بدین سبب ضعیف می باشد. ۲ - کسی که با موی سفید و به هیئت پیران ترنجیده پوست و زشت به دنیا آید.
۱. آن که از پدر و مادری علیل یا سال خورده به وجود آمده.
۲. آن که در بدو تولد تن رنجور و چهره ای پرچین وچروک مانند پیران داشته باشد.
آنکه ازپدرومادرعلیل بوجود آمده ومانندپیران
نیم فرسخ مشرقی قصبه پلی است بفارس
( صفت ) ۱- آنکه از پدر و مادری سالخورده زاده و بدین سبب ضعیف و زشت باشد: چرا از سرمای کم متالم میشوی?مگر پیر زایی. ۲- کسی که با موی سفید و بهیئت پیران ترنجیدهپوست و زشت بدنیا آید.
آن که از پدر و مادری سالخورده زاده و بدین سبب ضعیف میباشد.
کسی که با موی سفید و به هیئت پیران ترنجیده پوست و زشت به دنیا آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلی که بسته این پیرزال جادو نیست همیشه خسته زخم جهان بدخو نیست
💡 چنان دست افتد از مردی بحالی که رستم آیدش چون پیرزالی
💡 دبیر و خزانهدار دوره وکیلی: علیاصغر پیرزاد و علی رحیمزاده خویی
💡 اول آدم را که طفل پیرزاد برگرفت از خاک و لطفش شیر داد
💡 چون زال پیرزاده به طفلی و عاقبت در حلق دیو خام چو رستم فکند خام
💡 هوا گرفته ز باغ وجود، فر جوانی شگفت نیست اگر پیرزاده است شکوفه