پرکر

لغت نامه دهخدا

پرکر. [ پ َ ک َ ] ( اِ ) انتظار و منتظر بودن و چشم براه داشتن. ( برهان ). و رجوع به پرخر شود.

فرهنگ معین

(پَ کَ ) (اِمص. ) منتظر بودن، چشم به راه داشتن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) انتظار منتظر بودن چشم براه داشتن.

ویکی واژه

منتظر بودن، چشم به راه داشتن.

جمله سازی با پرکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مشرب‌کمظرفان بیمغزی فطرت بود پرکرد صدا آخر پیمانهٔ منصوری

💡 جان همچو ایوب نبی در ذوق آن لطف و کرم با قالب پرکرم خود اندر بلا پا کوفته

💡 صرف نقصانیم دیگر ازکمال ما مپرس عشق پرکرده ست آغوش هلال از ماه ما

💡 از تجهیزات اختصاصی برای نگهداری و پرکردن باک ادبلو استفاده گردد

💡 زان جهان پرکرده‌ام از شکر شکرت که من بسته‌ام در استخوان چون پسته مغز نعمتت

💡 ای پیش‌ گل ز مشک سپرکرده روز و شب مشک تو گل سپر شد و عشق تو دل سپر

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز