پرفسور
مترادفها
استاد
فرهنگ معین
(پُ رُ فِ ) [ فر. ] (ص. اِ. )استاد دانشگاه، استاد، مجازاً شخص بسیار دانشمند.
فرهنگ عمید
= پروفسور
فرهنگ فارسی
معلم، آموزگار، استاد، دانشمند، استادفوق دکترا
( صفت اسم ) استاد دانشگاه.
ویکی واژه
استاد دانشگاه، استاد، مجازاً شخص بسیار دانشمند.
جمله سازی با پرفسور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی رئیس بخش فیزیک کمیسریای انرژی هستهای فرانسه و پرفسور دانشگاه پیر و ماری کوری بود.
💡 پرفسور محمد شفیعی هم به صحت این مسئله پرداختند
💡 پرفسور دامبلدور در کتاب هفتم در توضیح این عملکرد استثنایی میگوید: «آن چیزی که باعث نجات تو از طلسم شد جادوی باستانی بود که مادرت به کار برد. ولدمورت نمیتوانست تو را لمس کند چون جادوی محافظت مادرت در درون خون تو بود».
💡 و به گفته زمین شناس بزرگ پرفسور ک.چ بزرگترین ابشار در جهان است.