صاحب فضل
مترادفها
بافضیلت، دانشمند، فاضل، بزرگوار
متضادها
جاهل، نادان
لغت نامه دهخدا
صاحب فضل. [ ح ِ ف َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) فاضل. دانشمند.
فرهنگ فارسی
فاضل دانشمند
جمله سازی با صاحب فضل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس مثال کشف انبیا و اولیا چون کیمیاست و مثال علم علما چون زر است و صاحب کیمیا را بر این صاحب فضل است بر جمله.
💡 هر جا که یکی صاحب فضل است امروز در سایهٔ انعام کمال الدین است