پرزا

لغت نامه دهخدا

پرزا. [ پ ُ ] ( نف مرکب ) که بسیار بچه زاید.

فرهنگ عمید

آن که بسیار بچه بزاید، پرزاینده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه بسیار بچه زاید پرزاینده.

جمله سازی با پرزا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زن او کرد پرزایر کسان هر دو سوراخ خود بدولت موش

💡 روز آخر همه را دیده به دست تو بود گرچه با مغفرت و با کف پرزاد رود

💡 بنالید و سر سوی خورشید کرد زیزدان دلش پرزامید کرد

💡 ندیده شادی وصلت غم هجران کشم تا کی تهی زین زهر و پرزان باده‌ام پیمانه بایستی

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز