پرد

لغت نامه دهخدا

پرد. [ پ َ ] ( اِ ) لُغَز. اُحجیَّه. ( السامی ). بَرد. ( برهان ). چیستان. || لای و ته جامه و کاغذ باشد چنانکه گویند یک پرد ودو پرد یعنی یک لای و دو لای یا یک ته و دو ته. ( برهان ). || خواب ( در مخمل و جامه ). ( برهان ).
پرد. [ پ ُ ] ( اِ ) به لهجه گیلانی، پل رودخانه و جوی آب. ( برهان ) ( رشیدی ) ( جهانگیری ). قنطره.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِ. ) ۱ - لای و ته جامه و کاغذ چنان که گویند یک پرد و دو پرد یعنی یک لای و دو لای یا یک ته و دو ته. ۲ - خواب مخمل و جامه و مانند آن.
(پَ ) (اِ. ) = برد: ۱ - چیستان، لغز، احجیه.

فرهنگ عمید

= پردک

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- لای و ته جامه و کاغذ چنانکه گویند یک پرد و دوپرد یعنی یک لای و دولای یا یک ته و دو ته. ۴- خواب مخمل و جامه و مانند آن.

ویکی واژه

برد:
چیستان، لغز، احجیه.
لای و ته جامه و کاغذ چنان که گویند یک پرد و دو پرد یعنی یک لای و دو لای یا یک ته و دو ته.
خواب مخمل و جامه و مانند آن.
پل

جمله سازی با پرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی پرده گویم آنچه بود نیست غیر یار من جسته ام ز پرده پندار خویشتن

💡 پرده عصمت ندارد تاب دست انداز شوق رو به کنعان کرد از دست زلیخا پیرهن

💡 چرخ از خجلت زمین را پرده پوشی می کند ورنه این خوان تهی را حاجت سرپوش نیست

💡 به خارم هر که آتش می زند در پرده می سوزم مبادا دود تلخی در دماغ دشمنی پیچد

💡 ماه من گر پرده مشکین براندازد ز رو تیره آنروزی که بر خورشید خاور بگذرد

💡 جوابش داد و گفت از پرده این راز نگردد کشف هم با پرده میساز

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز