پرتوه

لغت نامه دهخدا

پرتوه. [ پ َ ت َ وَ / وِ ] ( اِ ) تیر پرتابی. ( شعوری ج 1 ص 249 ).

فرهنگ معین

(پَ تُ وَ یا وِ ) (اِ. ) خطوط باریکی که از تابیدن نور پیدا می شود.

فرهنگ عمید

تیر پرتابی.
پارت، پهلو.
شعاع ها یا خط های باریکی که از تابش نور پیدا شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خطوط باریکی که از تابیدن نور پیدا میشود.

ویکی واژه

خطوط باریکی که از تابیدن نور پیدا می‌شود.

جمله سازی با پرتوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی او کآفاق روشن زوست، هرشب می کند چشم را خیره ز پرتوهای گوناگون خویش

💡 گر نه پرتوهای آن رخسار داد حسن داد پس به دیوان سرای عاشقان بیداد چیست

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز