فرهنگ فارسی
( مصدر ) پرتاب کردن روی ( رخساره )روی سرخ کردن و شادمان شدن ازچیزی.
( مصدر ) پرتاب کردن روی ( رخساره )روی سرخ کردن و شادمان شدن ازچیزی.
lanciare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 -در رفتگی شانه بر اثر پرتاب کردن خود بر روی درام جوی جوردیسون.
💡 آنها همچنین در اعتراضات برکلی در فوریه ۲۰۱۷ علیه مایلو یینانوپولوس، سخنگوی آلت راست (راستگرایی آلترناتیو) مشارکت کردند که باعث جلب توجه بسیاری شد. رسانهها گزارش دادند که آنها «کوکتل مولوتف پرتاب کردند و شیشهها را شکستند» و باعث آسیب ۱۰۰٬۰۰۰ دلاری شدند.
💡 در پی این حادثه، اهالی روستای چنارمحمودی مقابل مراکز دولتی لردگان تجمع کردند، به ساختمان خانه بهداشت سنگ پرتاب کردند و دفتر امام جمعه این شهرستان را به آتش کشیدند که به درگیری میان معترضان با نیروهای امنتی و انتظامی انجامید.
💡 در پایان این مسابقه، فالکائو بزرگترین ستاره فوتسال جهان که قصد داشت با کسب یک جام قهرمانی دیگر از دنیای فوتسال خداحافظی کند، بازنشستگی خود را اعلام کرد و بازیکنان تیم ملی ایران برای بزرگداشت او، وی را روی دست به هوا پرتاب کردند.