پرت کردن
مترادفها
انداختن، پرتاب کردن
متضادها
گرفتن
لغت نامه دهخدا
پرت کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بقوّت افکندن.
- پرت کردن حواس کسی را؛ حواس او را مختلط کردن.
فرهنگ معین
(پَ. کَ دَ ) (مص م. ) ۱ - دور انداختن. ۲ - فکر کسی را منحرف کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- دور افکندن انداختن کسی یا چیزی را از بالا بپایین یا از جایی بجای دیگر: سنگی پرت کرد. ۲- تبعید کردن بجای دور اعزام داشتن. ۳- فکر کسی را منصرف کردن از اصل قضیه. یا پرت کردن حواس کسی. فکر و حواس کسی را از اصل موضوع منصرف کردن و بموضوع دیگر معطوف ساختن او را باشتباه انداختن.
ویکی واژه
دور انداختن.
فکر کسی را منحرف کردن.
جمله سازی با پرت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در پی پی وی ویکتوری رود سال ۲۰۰۸ بوکرتی به مصاف ساموآ جو برای قهرمانی تی ان ای رفت که استینگ در طول بازی سعی بر پرت کردن حواس ساموآ جو داشت و پس از آن بازی درگیری بین ساموآ جو و استینگ ادامه پیدا کرد و همین درگیری باعث شخصیت منفی (هیل) شدن ساموا شد. در پی پی وی هارد جاستیس استینگ بهای.جی. استایلز که در حین بازی با کرت انگل در بازی لست من استندینگ مچ بود حمله کرد و این باعث اتحادی بین استینگ و انگل و بوکرتی شد.
💡 در حالی که انجییر دانتون بزرگ و اولیویا (اسکارلت جوهانسون) دوست داشتنی را که در پرت کردن حواس تماشاگران میتوانست کمکش کند را استخدام میکند.
💡 لطفاً در حین انجام این کار حساس و مهم، با صحبت کردنهای بیمورد سعی در پرت کردن تمرکز من از وظیفهای که بر عهده دارم، نداشته باش.
💡 برخی افراد با استفاده از حواشی و مسائل فرعی، تلاش میکنند تا توجه افکار عمومی را از موضوع اصلی و جدی بحث پرت کردن کنند.
💡 نباید اجازه دهیم مشکلات کوچک روزمره باعث پرت کردن توجه ما از اهداف بزرگ و بلندمدتی شود که برای آینده خودمان برنامهریزی کردهایم.