پخته خواری

لغت نامه دهخدا

پخته خواری. [ پ ُ ت َ / ت ِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مفت خواری. گدائی. آرام طلبی. گرانجانی.

فرهنگ معین

( ~. خا ) (حامص. ) مفت خوری، راحت طلبی.

فرهنگ فارسی

۱- گرانجانی و آرام طلبی. ۲- مفت خوری گدایی. ۳- دامادی.

ویکی واژه

مفت خوری، راحت طلبی.

جمله سازی با پخته خواری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خدا شاهد است و جهانی را مشهود که ما به جنایت خویش وعنایت حضرت معترفیم. همواره خطا کرده ایم و عطا دیده بارها زحمت آورده ایم و رحمت برده. پاداش بزرگی اقتضای خردی عفو از تو پسند آید و تقصیر از ما. امید دارم از این پس پاس تربیت سرکار ما را از صوارف ذلت بر آورد و مزاج حفظ الغیب و بندگی را به حوادث پخته خواری و خام کاری دست فرسود علت ندارد. فرموده اند مرا جز شما پسری نیست مگر مرا جز جناب شما پدری هست از همه هستی حضرت بر ما بزرگ خداوند است و آزادگان افتاده ما صاحب را کمین فرزند، بیت:

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران