لغت نامه دهخدا
طعام خواری. [ طَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) غذا خوردن. طعام خوردن:
زینسان که منم بدین نزاری
مستغنیم از طعام خواری.نظامی.
طعام خواری. [ طَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) غذا خوردن. طعام خوردن:
زینسان که منم بدین نزاری
مستغنیم از طعام خواری.نظامی.
غذا خوردن. طعام خوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زینسان که منم بدین نزاری مستغنیم از طعام خواری