لغت نامه دهخدا
پاییزه. [ زَ / زِ ] ( ص نسبی ) رجوع به پائیزه شود.
پاییزه. [ زَ / زِ ] ( ص نسبی ) رجوع به پائیزه شود.
(زِ ) (ص نسب. )= پاییزی: کشت پاییزه.
۱. مربوط به پاییز.
۲. مناسب برای پاییز: لباس پاییزه.
۳. زراعتی که حاصل آن در فصل پاییز به دست آید.
۴. ویژگی محصولاتی که در پاییز کشت می شود: کشتِ پاییزه.
پاییزی، منسوب به پاییز، فصل پاییز
( صفت ) پاییزی مقابل بهاره: کشت پاییزه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمعی از کشاورزان شهرستان باوی، در اعتراض به عدم تأمین حقابه کشت پاییزه خود، در مقابل درب شرکت آبیاری اراضی شرق کارون واقع در اهواز، دست به تجمع اعتراضی زدند.