در معنای نخست، پارسنگ به سنگی گفته میشود که در یک کفه ترازو قرار میگیرد تا وزن دو کفه برابر شود و تعادل کامل در سنجش به دست آید، بنابراین نقش آن ایجاد توازن و سنجش دقیق وزن است. از نظر تاریخی، استفاده از این سنگ در ترازوها نشاندهنده اهمیت دقت در سنجش و عدالت در دادوستد بوده است. در متون ادبی نیز گاهی از این کلمه برای بیان مفهوم سنگینی یا معیار سنجش عدالت و حکمت استفاده شده است. همچنین در زبان فنی و مهندسی، بهویژه در حوزه حملونقل ریلی، پارسنگ معادل واژه «بالاست» است و به قطعات شکسته سنگی گفته میشود که زیر ریلهای راهآهن ریخته میشود تا ثبات، تعادل و استحکام مسیر را تأمین کند. این لایه سنگی علاوه بر ایجاد پایداری، نقش مهمی در زهکشی آب باران و جلوگیری از لغزش ریلها دارد و به توزیع یکنواخت فشار نیز کمک میکند. در این کاربرد، پارسنگ یکی از عناصر اساسی زیرساخت راهآهن محسوب میشود و بدون آن پایداری مسیر کاهش مییابد. در یک کاربرد دیگر، این واژه به شکل عامیانه و مجازی نیز استفاده میشود و زمانی که گفته میشود «پارسنگ بردن عقل کسی»، مقصود این است که آن فرد از نظر درک و شعور دچار ضعف یا کاستی شده و رفتار یا تصمیمهای او سادهلوحانه و کمخردانه به نظر میرسد. در مجموع، این واژه هم در معنای سنتی مربوط به ترازو و هم در معنای فنی مربوط به راهآهن و هم در معنای مجازی درباره ذهن و عقل کاربرد دارد.
پارسنگ
لغت نامه دهخدا
پارسنگ. [ س َ ] ( اِ مرکب ) سنگ و جز آن که در کپه سبک ترازو نهند تا هر دوکپه معادل شود. چیزی که در یک کفه نهند تا با کفه دیگر برابر شود. ( برهان ). پاسنگ. پاهنگ:
بست دوران بر رکوی چرخ چندین سنگ و خاک
لیک در میزان حکمت کم بود از پارسنگ.کاتبی.- پارسنگ بردن عقل کسی؛ در تداول عامیانه؛ نقصان عقل کسی. گولی. حمق.غباوت: عقلش پارسنگ میبرد.
فرهنگ معین
(سَ ) (اِمر. )نک پاسنگ.، ~ برداشتن عقل کسی کنایه از: ناقص عقل بودن، دیوانه بودن.
فرهنگ عمید
سنگی که در یک کفۀ ترازو بگذارند تا با کفۀ دیگر برابر شود.
فرهنگ فارسی
پاره سنگ، سنگی که دریک کفه ترازوبگذارند
( اسم ) سنگی که در یک کف. ترازو گذارند تا با کف. دیگر برابر گردد پارسنگ پاهنگ.
چیزی که در یک کفه نهند تا با کفه دیگر برابر شود
فرهنگستان زبان و ادب
{ballast} [حمل ونقل ریلی] قطعات شکسته شدۀ سنگ که برای تثبیت و تعادل ریل ها بر روی بستر راه آهن ریخته شود
دانشنامه عمومی
پارسَنگ یا بالاست ( به انگلیسی: Track ballast ) قطعات شکسته شده سنگ است که روی بستر راه آهن ریخته می شود تا از لغزیدن خط آهن جلوگیری کرده و ایجاد تعادل برای ریل ها کند. پارسنگ ها همچنین آب های بارشی را رد می کنند و باعث زهکشی مسیر راه آهن می شوند.
نوعی از خطوط آهن هم هست که در آنها پارسنگ بکار نرفته و به خط آهن بی پارسنگ معروفند.
پارسنگ همچنین مفهومی است در وزن کردن با ترازو.
بالاست لایه ای از مصالح سنگی شکسته با قطر متوسط ۲۰ تا ۶۰ میلیمتر است که مجموعه تراورس ها و ریل بر روی آن قرار گرفته و پیش بینی آن برای رسیدن به اهداف زیر ضروری است:
• تحمل نیروهای قائم، افقی و جانبی وارده بر تراورسها به منظور نگهداشتن خط در موقعیت معین خود
• تأمین بخشی از برجهندگی و جذب انرژی خط
• پخش و انتقال بارها به لایه های تحتانی
• زهکشی آبهای سطحی
• تنظیم و تراز نمودن سطح ریل حین ریل گذاری و تعمیرات
• میرایی و استهلاک ضربات، ارتعاشات و صداهای حاصل از حرکت وسایل نقلیه ریلی
• عایق یخبندان برای لایه زیر خود
• جلوگیری از رشد گیاهان در خط
زیر بالاست لایه ای از مصالح نسبتاً ریزدانه است که توصیه می شود به منظور دستیابی به اهداف زیر بین بالاست و سطح تمام شده زیر سازی اجرا شود:
• کاهش تنشهای وارد بر لایه های زیرسازی
• نگهداری سطح بالای بستر در مقابل نفوذ سنگهای بالاست
• محافظت از سطح زیرسازی در برابر یخبندان
• جلوگیری از نفوذ ذرات ریز بستر روسازی به بالاست
• تسهیل بیشتر زهکشی
ویکی واژه
نک پاسنگ.؛ ~ برداشتن عقل کسی کنایه از: ناقص عقل بودن، دیوانه بودن.
جمله سازی با پارسنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پارسنگش دل هوسناک است نیز شاهینش نفس بیباک است