وستی

لغت نامه دهخدا

وستی. [ وَ ] ( اِ ) شرح و ترجمه باشد، چنانکه اگر گویند وستی تجرید، مراد شرح تجرید است، اگر گویند وستی مصحف مراد ترجمه و شرح مصحف خواهد بود. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شرح و تفسیر. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). شرح و تفسیر و ترجمه. ( ناظم الاطباء ). || شارح. جهانگیری این بیت خطاط را شاهد آورده:
اگر داند وگرنه من بگویم، چون دلم دارد
کتاب ناز را هرگز که کرده در جهان وستی ؟( از حاشیه برهان چ معین ).

فرهنگ معین

(وَ ) (اِ. ) شرح، تفسیر، ترجمه.

فرهنگ فارسی

(اسم ) شرح تفسیر: اگر داند و گرنه من بگویم چون دلم دارد کتاب ناز را هرگز که کرده در جهان وستی ? (شهاب الدین خطاط ) توضیح ظاهرا این کلمه ممال ((وستا ) ) ( اوستا ) است وچون ((وستا ) راگاه بغلط تفسیر((زند ) ) پنداشته اند. این معنی را برای ((وستی ) ) قایل شده وبرای آن شعر ساخته اند.

ویکی واژه

شرح، تفسیر، ترجمه.

جمله سازی با وستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چه غیر دوست باشد سد راه دوستی‌ست باید اندر داو اول کفر و ایمان باختن

💡 یا رب ار فانی کنی ما را بتیغ دوستی مر فرشته مرگ را با ما نباشد هیچ کار

💡 دوستی او را بر آب افکند پنداری خدای مهر اورا کرد گوی با گل آدم عجین

💡 از آن زمان که ز تو لاف دوستی زده‌ام بهر کجا که رفیقی است دشمنی است مرا

💡 اسکاردنامه نام دو نسخه کتاب خطی پوستی به زبان ایسلندی باستان است.

💡 اندر جهان به دوستی خاندان حق چون آفتاب کرد چنین مشتهر مرا

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز