وردک
لغت نامه دهخدا
وردک. [ وَ دَ ] ( اِ ) جهاز عروس یعنی اسبابی که بااو به خانه شوهر برند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). جهیزیه. ( مؤید الفضلا ) ( شرفنامه منیری ). آنچه عروس به خانه داماد میبرد. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(وَ دَ ) (اِ. ) جهاز عروس، آنچه عروس با خود به خانة داماد می برد.
فرهنگ عمید
آنچه عروس به خانۀ داماد می برد، جهاز عروس.
فرهنگ فارسی
(اسم ) آنچه که عروس بخان. دامادمیبرد جهازعروس.
ویکی واژه
جهاز عروس، آنچه عروس با خود به خانة داماد میبرد.
جمله سازی با وردک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر خوردکاه وجوی یا علف وبرگ موی رود آنگونه که گوئی بوداو را پرکا
💡 دندان خرد را چو خوردکرم طمع، نیست دندان خرد، آن را دندان طمع خوان
💡 آن کوه رهنوردکه رخشش نهاده نام چرخ مدوّرش چو یکی گوی در دمست
💡 این شهر دارای دو پارک جنگلی خرما و بلوردکان میباشد که جمعیتی از گردشگران را به این شهر جذب نمودهاست.
💡 بیش از دو سه ساغر نتوان خوردکه تا صبح بویش رود ازکام و خمارش رود از سر
💡 احمد حسین سنگر دوست (زاده: ۱۳۴۲، ولایت میدان وردک) سیاستمدار افغانستانی و نماینده مردم وردک در دوره پانزدهم مجلس نمایندگان افغانستان است.