وخیز

لغت نامه دهخدا

وخیز. [ وَ ] ( ع اِ ) اشکنه شهد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اشکنه و تریدی که از عسل سازند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

اشکنه شهد. اشکنه و تریدی که از عسل سازند.

جمله سازی با وخیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا ابد گرد سر باغ و بهاری گردم که تو با این خط نوخیز خزانش باشی

💡 کشته ی آن خط نوخیزم که چون ترکیب شد صورتش معنی آب زندگی در باده بست

💡 رفت ان گلبن نوخیز چو از طرف چمن گو بتاراج برد باد خزان بستانم

💡 تو خود گل نوخیزی و مغرور زحسنی اندیشه زگلچین و غم از خار و خست نیست

💡 روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز نشکفته گلی همچو تو در گلشن تبریز

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز