«وجل» واژهای عربی است که در متون دینی و ادبی به کار رفته و به معنای ترس شدید، هراس و بیم بسیار است، حالتی که انسان را از انجام کاری یا مواجهه با خطر بازمیدارد. این صفت غالباً برای بیان ترس و وحشت در برابر خداوند، نیروهای طبیعی یا دشمنان به کار رفته و بار معنایی اخلاقی و روانی دارد. در متون دینی، «وجل» نشاندهنده احساسی است که انسان متقی در برابر عظمت و قدرت خداوند تجربه میکند و ترس او جنبه الهی و معنوی دارد. این واژه در ادبیات عربی و فارسی کلاسیک نیز برای توصیف ترس شدید از عواقب کارهای نادرست یا گناه به کار رفته و با انضباط اخلاقی و تقوا مرتبط است. «وجل» در قرآن و احادیث برای ایجاد ترس مؤدبانه و پرهیز از گناه استفاده شده و در کنار صفاتی مانند خشیت و خوف ذکر میشود تا مفهوم ترس الهی را منتقل کند. به لحاظ صرفی، «وجل» به صورت فعل یا اسم نیز به کار میرود و میتواند به معنای «به وحشت افتادن» یا «هراسیدن» باشد، که شدت ترس را بیان میکند. در کاربرد عام، این واژه به هر نوع ترس شدید یا اضطراب عمیق اشاره دارد و ممکن است در مواجهه با خطرات طبیعی، اجتماعی یا شخصی نیز به کار رود.
وجل
لغت نامه دهخدا
وجل. [ وَ ] ( ع مص ) چیره شدن بر کسی در ترس. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
وجل. [ وَ ج َ ] ( ع مص ) مَوجَل. ترسیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) خوف. ( اقرب الموارد ). ترس وبیم. ج، اوجال. ( از اقرب الموارد ). گویند: فی قلبه وجل و فی قلوبهم اوجال. ( اقرب الموارد ):
این بود همواره چون سیماب لرزان از فزع
وآن بود پیوسته چون سیمرغ پنهان از وجل.عبدالواسع جبلی.عمرو دایم ماند در درد و وجل
دردها میزاید آنجا تا اجل.مولوی.
وجل. [ وَ ج ِ ] ( ع ص ) مرد ترسناک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خائف. ( اقرب الموارد ). کسی که از وهم ترسان باشد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). ترسنده.
فرهنگ معین
(وَ جَ ) [ ع. ] (اِ. ) ترس، بیم.
فرهنگ عمید
خوف، ترس، بیم.
فرهنگ فارسی
خوف، ترس، بیم، اوجال جمع
(اسم ) ترس بیم خوف جغع: اوجال.
مرد ترسناک. خائف
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَا تَوْجَلْ: نترس(از وجل به معنی ترس)
تکرار در قرآن: ۵(بار)
(بر وزن فرس). گفتند: نترس ما به تو پسر دانائی را مژده میدهیم که متولد خواهد شد طبرسی فرموده: وجل، فزع، خوف، یک چیز اند. وَجِل: (به فتح واو و کسر جیم) ترسان و خائف. و دلهایشان ترسان است که آنها به سوی پروردگارشان بر میگردند.. گفت ما از شما ترسانیم. *. ظاهرا این خوف مثل خشیت در اثر تعظیم خداست راغب وجل را احساس خوف گفته و آن در این آیه بهتر تطبیق میشود. یعنی: اهل ایمان آنهااند که چون خدایاد شود دلهای آنان احساس خوف کند.
ویکی واژه
ترس، بیم.