هکری
مترادفها
هکر، نفوذگر
لغت نامه دهخدا
هکری. [ هَُ ] ( اِ ) دیمه را گویند، و آن زراعتی است که به آب باران حاصل شود. ( برهان ). بخس نیز گویند. ( انجمن آرا ).
فرهنگ معین
(هُ ) (اِ. ) زراعتی که با آب باران حاصل دهد، دیم.
ویکی واژه
زراعتی که با آب باران حاصل دهد، دیم.
جمله سازی با هکری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عین حال سخنگوی مرکز مبارزه با جرایم سایبری سپاه گفتهاست هکری که بهتازگی بازداشت شده با نفوذ به بانک اطلاعاتی سازمانهای دولتی به حدود ۳ هزار فیش حقوقی دست پیدا کرده بود؛ همان شماری که عبدالله ناصری به آن اشاره کرده بود.
💡 در تاریخ ۳۱ اوت ۲۰۱۴، بیش از ۱۰۰ تصویر برهنه خصوصی از شخصیتهای برجسته هنری و سینمایی توسط هکری ناشناس از آیکلاد سرقت و در اینترنت پخش شد.
💡 این گروه هکری از وبسایتی رونمایی کرد که ادعا میکند حاوی اطلاعات سه میلیون پرونده قضایی است.