این کلمه در فارسی دارای چندین معنا و کاربرد است که بسته به زمینه متفاوت است:
زمین پر آب یا زمین آبدار: آبخیز به زمینی گفته میشود که هر جای آن را بکنند، آب بیرون آید یا زمینی مانند چمن که آب کافی دارد. این کاربرد در کشاورزی و منابع طبیعی اهمیت زیادی دارد، زیرا شناخت زمینهای آبخیز به کشاورزان کمک میکند تا کشت و بهرهبرداری مناسبی داشته باشند.
طغیان یا افزایش آب: در متون قدیمی، آبخیز به طغیان آب، موج، مد و مقابل جزر و حتی طوفان دریایی یا پیشامدهای وحشتناک اطلاق شده است. در ادبیات فارسی، نمونههایی از آن را در شعر و نثر ناصرخسرو، تاج المآثر و اوحدی میتوان دید که آبخیز هم به طوفان و هم به گرفتاری و محنت اشاره دارد و تصویری از سختیها و فراز و نشیبهای زندگی ارائه میکند.
مهندسی منابع طبیعی و محیط زیست: در علوم مدرن، آبخیز به حوضه آبریز گفته میشود؛ یعنی منطقهای که همه آبهای جاری آن به یک رودخانه یا مخزن مشترک میریزد. مدیریت آبخیزها برای کنترل سیل، ذخیره آب، کشاورزی و حفظ منابع طبیعی اهمیت حیاتی دارد و مطالعات محیط زیست و جنگلداری بر این اساس انجام میشود.
( آب خیز ) آب خیز. ( اِ مرکب ) طوفان:
آب خیز است این جهان کشتیت را
بادبان این طاعت و دانش خله.ناصرخسرو.و دل در میان طوفان بلا و آبخیز محنت و عنا گرفتار شد. ( تاج المآثر ).
اندر این آب خیز نوح توئی
واندر این دامگه فتوح توئی.اوحدی.|| طغیان و افزایش آب در فصل بهار. بهارآب: و ایشان را [ مردم سرخس را ] یکی خشک رود است که اندر میان بازار میگذرد و بوقت آبخیز اندرو آب رَوَد و بس. ( حدودالعالم ). و از آنجا روی بقصبه نهاد وقت آبخیز بودبه شور رسید ترسید از عبره کردن آن آب. ( تاریخ بیهق ). || مد، مقابل جزر. || و در برهان به معنی ناودان نیز آمده است. || ( نف مرکب ) زمین آب دار چون چمن و جز آن. نزّاز.
( آبخیز ) (اِمر. ) ۱ - زمین پر آب. ۲ - مد، مق جزر. ۳ - موج. ۴ - طوفان.
( آبخیز ) ۱. (کشاورزی ) زمین پرآب، زمینی که هر جای آن را بکنند آب بیرون آید.
۲. [قدیمی] طوفان دریایی.
۳. [قدیمی، مجاز] پیشامد وحشتناک: اندر این آبخیز، نوح تویی / واندر این دامگه فتوح تویی (اوحدی: ۴۷۹ ).
۴. (اسم ) [قدیمی] موج.
۵. (اسم مصدر ) [قدیمی] طغیان آب.
( آبخیز ) ( اسم ) ۱- زمینی که هر جای آنرا بکنند آب بیرون آید ۲- زمین آبدار مانند چمن. ۳ - مد مقابل جزر. ۴ - موج. ۵ - طوفان ۶ - طغیان و افزایش آب در فصل بهار.
زمین پر آب، زمینی که هرجای آنرابکنند آب بیرون آید، موج، طغیان آب، کوهه آب
( آب خیز ) طوفان
آبخیز
[مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ← حوضۀ آبریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این رود که با درازای ۲٬۱۵۳ کیلومتری خود، طولانیترین رود در حوضهٔ آبخیز رود کنگو بهشمار میرود یکی از مهمترین رودهای جنوبی تأمینکنندهٔ آب این رودخانه است، بهنحوی که حجم آبی در حدود یک پنجم جریان اصلی در کواماوث، در ۲۰۰ کیلومتر بالاتر از برکهٔ مالبو در کنگو از رود کاسای وارد رود کنگو میشود.
💡 آبخیز سد جاوید از مناطق گستردهٔ تشکیل مییابد، ابتدا از قله کوه پل تیر و سرگرد نرگ «گری» کُنار، و تمام درههای بلند و کوتاه اطراف تماماً به سد جاوید سرازیر میشود، و لُدخههایی که از کوههایی که در پیرامون این سد وجود دارد، بهوسیله کوهستانها و نواحی به ارتفاعات متفاوت احاطه شده و منطقه وسیعی را دربرگرفتهاست کلاً به سد میریزد و دریاچهای پدیدمیآورد.
💡 شهرستان فومَن ازشهرستانهای استان گیلان در شمال ایران است که از شمال به شهرستان صومعهسرا و شهرستان ماسال، از جنوب و جنوب غربی به خطالراس رشتهکوههای البرز (استانهای زنجان و اردبیل) که مرز حوزههای آبخیز کوهستان مزبور حد طبیعی فومن و طارم است و از شرق به شهرستان شفت محدود میشود. شهرستان فومن یکی از چهار شهرستان اولیه استان گیلان در کنار رشت، طالش و انزلی بودهاست.