کلمه «همچشم» یک صفت مرکب است که در متون قدیمی و فرهنگهای لغت مانند آنندراج، معین و عمید به معنای «برابر، مقابل و رقیب» به کار رفته است. این واژه برای توصیف کسی استفاده میشود که در کاری با دیگری رقابت دارد یا حریف و رقیب اوست. مثلاً در تاریخ آمده است که «آزادخان از فرقه غلزهای و همچشم با فرقه ابدالی بود»، یعنی رقیب و برابر آنان محسوب میشد. همچشم نشاندهنده وضعیت رقابت یا تساوی میان دو طرف در انجام کاری است و کاربرد آن هم در امور اجتماعی و هم در متون تاریخی دیده میشود. این اصطلاح بیانگر نوعی برابری یا تقابل فعال است که میتواند شامل رقابت، حریف بودن یا مقابله مستقیم باشد. در ادبیات و متون تاریخی، همچشم به شخصی گفته میشود که توانایی مقابله و رقابت با دیگری را دارد. به طور کلی، این واژه ترکیبی است که هم معنای رقیب و هم معنای حریف را منتقل میکند و بیانگر تعامل و رقابت میان افراد یا گروهها است.
هم چشم
لغت نامه دهخدا
هم چشم. [ هََ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) برابر و مقابل و رقیب. ( آنندراج ): آزادخان از فرقه غلزه ای و هم چشم با فرقه ابدالی بود. ( مجمل التواریخ گلستانه ).
فرهنگ معین
( ~. چَ ) (ص. ) رقیب.
فرهنگ عمید
کسی که با دیگری در کاری رقابت کند، رقیب، حریف.
فرهنگ فارسی
رقیب، حریف، رقابت باکسی درکاری کردن
ویکی واژه
رقیب.
جمله سازی با هم چشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطره بودم سر هم چشمی بحرم میبود نظر از خویش چو بستم رهِ دریا دیدم
💡 در کار صبر بند تو چون مردان هم چشم و گوش را و هم اعضا را
💡 بی جرم غیرت میکند ور نیز جرمی کرده ام هم چشم دارم کز کرم بردارد آن اکراه را
💡 هم چشمی و هم چشم چراغ همه یی ایچشم و چراغ همه، کس بیتو مباد
💡 هم شاخ ارغوانرا، لعل تو خون گشاده هم چشم نرگسانرا، جزع تو خواب بسته