لغت نامه دهخدا
نوازشگر. [ ن َ زِ گ َ ] ( ص مرکب ) کسی که می نوازد و شفقت و مرحمت می نماید. ( ناظم الاطباء ). نوازش کننده. || نوازنده آلات موسیقی. ساززن.
نوازشگر. [ ن َ زِ گ َ ] ( ص مرکب ) کسی که می نوازد و شفقت و مرحمت می نماید. ( ناظم الاطباء ). نوازش کننده. || نوازنده آلات موسیقی. ساززن.
( ~. گَ ) (ص فا. ) نوازش کننده، نوازنده.
نوازش کننده.
نوازش کننده
( صفت ) نوازش کننده نوازنده: صدای نوازشگراو بگوش میرسد.
نوازش کننده، نوازنده.
💡 در آن زرعگه کشتزاری شگرف نوازش گرفته ز باران و برف
💡 بجای شما هر یکی بی سپاس نوازش گریها رود بی قیاس
💡 بندبند استخوانم همچو نی دارد فغان خواهیام کردن نوازش گر به من همدم شوی
💡 نه زآن سرما نوازش گرم گشتش نه دل زآن سخترویی نرم گشتش
💡 شرمنده نوازش گردون نمانده ام گر چاک دوخت، جامه به مزد رفو گرفت