نوازش گر
مترادفها
مهربان، لطیفدل
متضادها
ظالم، بیرحم، خشن
لغت نامه دهخدا
نوازشگر. [ ن َ زِ گ َ ] ( ص مرکب ) کسی که می نوازد و شفقت و مرحمت می نماید. ( ناظم الاطباء ). نوازش کننده. || نوازنده آلات موسیقی. ساززن.
فرهنگ معین
( ~. گَ ) (ص فا. ) نوازش کننده، نوازنده.
فرهنگ عمید
نوازش کننده.
فرهنگ فارسی
نوازش کننده
( صفت ) نوازش کننده نوازنده: صدای نوازشگراو بگوش میرسد.
ویکی واژه
نوازش کننده، نوازنده.
جمله سازی با نوازش گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن زرعگه کشتزاری شگرف نوازش گرفته ز باران و برف
💡 بجای شما هر یکی بی سپاس نوازش گریها رود بی قیاس
💡 بندبند استخوانم همچو نی دارد فغان خواهیام کردن نوازش گر به من همدم شوی
💡 نه زآن سرما نوازش گرم گشتش نه دل زآن سخترویی نرم گشتش
💡 شرمنده نوازش گردون نمانده ام گر چاک دوخت، جامه به مزد رفو گرفت
💡 مادر با نگاهی مهربان و لمسی نوازشگر بر سر کودک خفته، سعی کرد به او آرامش ببخشد تا در خوابی عمیق و بدون هیچ گونه ترسی فرو برود.
💡 معلمی که دارای روحیهای نوازشگر است، میتواند با توجه به نیازهای عاطفی دانشآموزان، محیطی امن و حمایتی برای یادگیری بهتر و رشد شخصیت آنها فراهم کند.
💡 در دنیای پر از تنش امروز، داشتن دوستانی با شخصیت نوازشگر که در سختیها کنار انسان میمانند، میتواند تاثیر بسیار مثبتی بر سلامت روان و آرامش روحی داشته باشد.