نم کرده

لغت نامه دهخدا

نم کرده. [ ن َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مرطوب. آب زده. || در تداول، کنایه از مجهز و آماده و منتظر. گویند: همیشه چند نفر نم کرده دارد؛ همیشه چند تن در انتظار و به فرمان اویند.

فرهنگ معین

(نَ. کَ دِ ) (ص مف. ) ۱ - رطوبت کشیده، اندکی آب زده. ۲ - (کن. ) (عا. ) رفیقه، معشوقه.

فرهنگ فارسی

۱- رطوبت رسانیده اندکی آب زده. ۲- رفیقه معشوقه.یانم کردهای ( زیرسر ) گذاشتن. رفیقهای را آماده داشتن: چرا نمیگویی نم کردهای زیر سر داری اگر زبان ما تا بحال بسته بود چشمهامان باز بود.

ویکی واژه

رطوبت کشیده، اندکی آب زده.
رفیقه، معشوقه.

جمله سازی با نم کرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نامدارم لیک عمر من به تلخی بگذرد ز هر جای موم در زیر نگینم کرده‌اند

💡 تو خود اثبات کردی قتل فایز به خونم کرده ای رنگین سرانگشت

💡 خجلت بی‌دستگاهی ناگزیر کس مباد بی‌نصیب از التفات دوستانم کرده‌اند

💡 لاله‌آسا داغ‌های سینه صدچاک را از هوای عشق آن نازآفرینم کرده‌اند

💡 در غمت کاری که آه آتشینم کرده است آنقدر دانم که خاکسترنشینم کرده است

💡 دست رنج ناله‌ام در راه غم ضایع نشد حیرتی بودم نگاه واپسینم کرده‌اند

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز