ویکی واژه
نسبتاً
تا اندازهای، بطور نسبی.
نسبتاً
تا اندازهای، بطور نسبی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسبتاً اندر درشتی دانۀ خرما شدست بیضهای کو بود چون یک حبِّ انگور ای وزیر
💡 اعتمادی نیست بر جمعیت بی نسبتان چند پاس آتش و آب و هوا دارد کسی؟
💡 اهل دل را صحبت بی نسبتان مهر لب است غنچه هیهات است در دامان گلچین وا شود
💡 فتاده است به بی نسبتان مدار مرا فلک چو مصرع برجسته، کرده تضمینم
💡 زود میپاشد ز هم جمعیت بی نسبتان دانه را از کاه در خرمن کند دهقان جدا