نجارت

لغت نامه دهخدا

نجارت. [ ن ِ رَ ] ( ع اِمص ) درودگری. نجاری. ( یادداشت مؤلف ). نجارة. رجوع به نجارة شود.
نجارة. [ ن ِ رَ ] ( ع اِمص ) درودگری. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسما ). حرفه نجار. ( المنجد ).
نجارة. [ ن ِ رَ ] ( اِخ ) آبکی است شور مقابل صفینه. ( منتهی الارب ). در دوروزه راه از مکه. ( معجم البلدان ).
نجارة. [ ن ُ رَ ] ( ع اِ ) تراشه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تراشه چوب. ( ناظم الاطباء ). آنچه هنگام نجاری و تراشیدن چوب به زمین ریزد. ( از المنجد ).

فرهنگ عمید

حرفة نجّار، درودگری.

فرهنگ فارسی

درود گری نجاری

جمله سازی با نجارت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر نیست جز راستی کارتان زکژی به یکسوست هنجارتان

یشتری یعنی چه؟
یشتری یعنی چه؟
سرسره یعنی چه؟
سرسره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز