نب

لغت نامه دهخدا

نب. [ ن َب ب ] ( ع مص ) بانگ کردن تکه وقت هیجان و دویدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). صیحه زدن در هیجان. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): نب التیس نُباباً؛ بانگ کرد وقت هیجان و دوید. ( منتهی الارب ). صاح عند الهیاج و السفاد؛ طلب النکاح. ( معجم متن اللغة ). بانگ کردن تکه در هنگام مستی از شهوت و دویدن. ( ناظم الاطباء ). نبیب. نباب. ( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || بزرگ منشی کردن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). بزرگ منشی کردن و تکبر نمودن. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بانگ کردن تکه وقت هیجان و دویدن بزرگ منشی کردن.

جمله سازی با نب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرا باری نباشد بر درت بار ولی بر دل بود بس بارم از تو

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز