فرهنگ معین
(یَ ) [ ع. ناهیة ] (اِفا. ) مؤنث ناهی. ج. نواهی.
(یَ ) [ ع. ناهیة ] (اِفا. ) مؤنث ناهی. ج. نواهی.
==ناهی
مونث ناهی، نواهی جمع
( اسم ) مونث ناهی.
مؤنث ناهی.
نواهی.
💡 نهم آنکه به یادآوری که تسلط و قدرت خدا بر تو، قوی تر و بالاتر است از قدرت تو بر این ضعیفی که بر او غضب می کنی، و تو در جنب قوه قاهره الهیه غیر متناهیه به مراتب ضعیف تر و ذلیل تری از این ضعیف ناتوان که در جنب قدرت توست پس بترس و حذر کن از اینکه چون تو غضب خود را بر جاری سازی خداوند قهار نیز در دنیا و آخرت غضب خود را بر تو جاری بکند.
💡 پس هر صفت فضیلتی که وسط است به جای مرکز دایره است، اوصاف رذایل به منزله سایر نقطه هایی است که در میان مرکز یا محیط فرض شود و شکی نیست که مرکز، نقطه ای است معین و سایر نقاط متصوره در اطراف و جوانبش غیرمتناهیهاند.