لغت نامه دهخدا
نامناسبی. [ م ُ س ِ ] ( حامص مرکب ) مناسب نبودن. مناسبت نداشتن. درخورد و سزاوار و بجا و بموقع نبودن.
نامناسبی. [ م ُ س ِ ] ( حامص مرکب ) مناسب نبودن. مناسبت نداشتن. درخورد و سزاوار و بجا و بموقع نبودن.
مناسب نبودن. مناسب نداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ژنرال یوجین ایروین (رابرت ردفورد) به دلیل امتناع در شرکت در جنگ خلیج فارس و نبرد در کشور عراق پس از شکنجه شدن به زندان میرود. او در طول داستان با سرهنگ وینتر(جیمز گاندولفینی) که رئیس زندان است به تقابل برمیخیزد چرا که رئیس زندان برخورد نامناسبی با زندانیان دارد.
💡 در حالی که نیروهای روس در خاک ایران حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر بود که نیمی از آنها در شهرهای تبریز، ارومیه و اردبیل مستقر بودند. بدین ترتیب ایران در این زمان هم از لحاظ سیاسی در وضعیت نامناسبی بود و هم توان نظامی دفاع از خاک خود در برابر نیروهای خارجی را نداشت.
💡 مثال بالا تکنیکهای کلی برای ساختن جدول با کمترین تلاش را نشان میدهد. قاعدۀ کلی برای جستجوی سراسری آن است که: بیشتر کارها قبلاً در هنگام یافتن موقعیت فعلی انجام شدهاست، پس اعمال کمی باید هنگام خروج از آن انجام شود. تنها پیچیدگی جزئی آن است که در ابتدای کار این منطق به اشتباه، زیررشتههای نامناسبی از رشته میدهد. این مشکل ضرورت یک مقداردهی اولیه را نشان میدهد.