ناشدنی

لغت نامه دهخدا

ناشدنی. [ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) ناشو. غیرممکن. ( آنندراج ) ( از فرهنگ فرنگ ). محال. ناممکن. چیزی که مقدر نشده باشد. ( ناظم الاطباء ). ممتنع. نشدنی. ناممکن. مستحیل:
اینهاشدنی است آنچه آن ناشدنیست
آن است که من ترا فراموش کنم.فروغی بسطامی.|| مقابل شدنی، به معنی رفتنی. رجوع به شدن و شدنی شود.

فرهنگ عمید

محال، غیر ممکن.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنچه که واقع نشودغیرممکن. ۲ - نارفتنی مقابل شدنی.

جمله سازی با ناشدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آری، خداوند به راستی انسان را نابود ناشدنی آفریده‌است؛ چنانچه خود نابود ناشدنی است.

💡 این قلعه تاریخی متعلق به دوران قاجار است و سبک معماری آن در نوع خود بی‌نظیر و تکرار ناشدنی است.

💡 اعتیاد به تلویزیون وضعیتی بررسی شده در میان مطالعات مربوط به تلویزیون است که در آن افراد دچار گرایش افراط‌گونه نسبت به تماشای برنامه‌های تلویزیونی می‌شوند. این کشش در بسیاری از موارد٬ بسیار مهار ناشدنی بوده‌است. این وضعیت شباهت بسیاری به انواع دیگر از اعتیاد رفتاری، مانند اعتیاد به مواد مخدر: یا اعتیاد به قمار دارد که باعث ایجاد تغییرات ذهنی در فرد گشته و ممکن است در هر سنی رخ دهد.

💡 تا پیش از اظهارات بی‌سابقهٔ شاه مبنی بر صرف‌نظر از حق حاکمیت ایران، جزیره جزو جداناشدنی ایران تلقی می‌شد.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز