نازیبا. ( ص مرکب ) زشت. بدشکل. ( ناظم الاطباء ). قبیح. بدگل:
روی ترکان هست نازیبا و گست
زرد و پرچین چون ترنج آبخست.علی فرقدی.گرمی و سردی ترا هر دو مثالست از ستم
زآن همی هریک جهان را زشت و نازیبا کند.ناصرخسرو.زشت باشد دبیقی و دیبا
که بود بر عروس نازیبا.سعدی. || بی زینت. بی آرایش. ( ناظم الاطباء ). ناآراسته. نامزین:
ثنای او به دل ما فرونیاید ازآنک
عروس سخت شگرفست و حجله نازیبا.خاقانی. || نالایق. || قبیح. زشت. بد. نامستحسن. ناخوب. || ناپسند. ناشایسته. ( ناظم الاطباء ). نامناسب. نابجا:
سوءالکی است در این حالتم بغایت لطف
گمان بنده چنانست کان نه نازیباست.انوری.|| ناسپاس. بی وفا. ( ناظم الاطباء ).
۱. زشت.
۲. ناپسند.
۳. [قدیمی] ناشایسته، نالایق.
( صفت ) ۱ - بد شکل زشت: زشت باشد دبیقی و دیبا که بود بر عروس نازیبا. ( سعدی لغ. ) ۲ - ناشایسته نالایق:[ والحق نه نازیبا بود ( سعید صراف ) در کار...]. ۳ - نامستحسن ناپسندیده. ۴ - نامناسب نابجا: سوالکی است درین حالتم بغایت لطف گمان بنده چنانست کان نه نازیباست. ( انوری لغ. ) ۵- بی زینت مقابل زیبا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه نازیبا و زشت است و رجیم باشد از ابلیس و از طبع وخیم
💡 در کتب می نگری،راه رو و کاری کن کآینه حسن نبخشد رخ نازیبا را
💡 بگو گفت آنچه نازیباست در من بجز خویت همه زیباست گفتم
💡 خیره بدها کردن و آنگاه بستن بر خدای اینت نازیبا غروری کز هوی شیطان دهد
💡 فریاد از این جهان و از این دنیا وین رسم ناستودهٔ نازیبا
💡 زشت باشد روی نازیبا و ناز صعب باشد چشم نابینا و درد