نازک خیال

لغت نامه دهخدا

نازک خیال. [ زُ ] ( ص مرکب ) که خیالش نازک و لطیف و رقیق است. که مخیله ای دقیق و قوی دارد. نازک اندیش. دقیق الفکر:
چو مضمونی که در دل بگذرد نازک خیالی را
سخن هردم بگرد آن لب خاموش می گردد.جلال اسیر ( از آنندراج ).گرچه صائب نازک افتاده ست آن موی میان
فکر ما نازک خیالان را غباری دیگر است.صائب ( از آنندراج ).- نازک خیالان؛ عارفان و فکرکنندگان در صنایع حق تعالی. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).

فرهنگ معین

( ~. ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) ۱ - آن که دارای تخیلی لطیف و دقیق است، نازک اندیش. ۲ - عارف.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنکه دارای تخیلی لطیف ودقیق است نازک اندیش.۲ - عارف.

ویکی واژه

آن که دارای تخیلی لطیف و دقیق است، نازک اندیش.
عارف.

جمله سازی با نازک خیال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نبالد بر خود از شهرت دل نازک خیال من ز انگشت اشارت بیش می کاهد هلال من

💡 نیست از نازک خیالی قسمتم جز پیچ و تاب رشته جان من و موی کمر باشد یکی

💡 ز تنگنای جهان نیست شکوه صائب را که چشم مور به نازک خیال، میدانی است

💡 تا شوی سرحلقه نازک خیالان چون کمر روزگاری مشق پیچ وتاب می باید کشید

💡 مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد که از نازک خیالان اینقدر درد سخن دارد؟

💡 من از نازک خیالی آن هلال آسمان سیرم که می سوزد نفس خورشید تابان در رکاب من