لغت نامه دهخدا
( ناآگاه ) ناآگاه. ( ص مرکب ) نامطلع. بی خبر. نامستحضر. که خبردار نیست. که آگاه نیست. || خفته. ناهوشیار. غیر متیقظ. || نااستاد. بی تجربه. که واقف و ماهر نیست. مقابل آگاه. رجوع به آگاه شود.
( ناآگاه ) ناآگاه. ( ص مرکب ) نامطلع. بی خبر. نامستحضر. که خبردار نیست. که آگاه نیست. || خفته. ناهوشیار. غیر متیقظ. || نااستاد. بی تجربه. که واقف و ماهر نیست. مقابل آگاه. رجوع به آگاه شود.
( ناآگاه ) ۱. بی خبر، بی تجربه.
۲. (قید ) ناگاه، غفلتاً.
( نا آگاه ) ( صفت ) ۱ - بی خبر. نامستحضر. ۲ - ناهوشیار خفته. ۳ - بی تجربه مقابل آگاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذلِکَ آن أَنْ لَمْ یَکُنْ رَبُّکَ از بهر آنست تا بدانند که خدای تو بر آن نیست و نخواست مُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ که مردمان شهرها را هلاک کند به بیداد وَ أَهْلُها غافِلُونَ (۱۳۱) و اهل آن شهرها غافل و ناآگاه.
💡 اقتصاد پاکستان اقتصادی در حال توسعهاست. با وجود اینکه در سال ۱۹۴۷ این کشور بسیار فقیر بود نرخ رشد اقتصادی پاکستان در طول ۴ دهه بعد از آن بهتر از میانگین جهانی بودهاست. اما سیاستهای ناآگاهانه به پایین آمدن این نرخ در دهه ۱۳۷۰ منجر شد.
💡 وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ گوی حمد و ثناء نیکو اللَّه را سَیُرِیکُمْ آیاتِهِ که بشما مینماید نشانهای خویش فَتَعْرِفُونَها تا بشناسید آن را وَ ما رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (۹۳) و خداوند تو ناآگاه نیست از آنچه میکنید.
💡 و خرسندی کنند وَ اطْمَأَنُّوا بِها و بآن آرام میکنند، وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ. (۷) و ایشان که از وعد و وعید ما ناآگاه و ناگرویدند، أُولئِکَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ. (۸) ایشان آنند که جایگاه ایشان آتش است بآنچه میکردند.
💡 «قالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی» یعقوب گفت مرا اندوهگن میدارد، «أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ» که شما او را ببرید، «وَ أَخافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ» و میترسم که گرگ او را بخورد، «وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ» (۱۳) و شما ازو ناآگاه.
💡 وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ و هر کس را اندازهای است و پایهای مِمَّا عَمِلُوا از آنچه میکنند از نیکی و بدی وَ ما رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (۱۳۳) و خداوند تو از آنچه میکنند ناآگاه نیست.