مکون. [ م ُ ک َوْ وِ ] ( ع ص ) هست کننده و خلق کننده و از نو بیرون آورنده. ( ناظم الاطباء ). موجد. به وجود آورنده: جمله ابداع و انشاء و اختراع و افشاء تعلق به مکون اشیاء و خالق ماشاء دارد. ( مقامات حمیدی چ اصفهان ص 26 ).
مکون. [ م ُ ک َوْ وَ ] ( ع ص ) هست نموده شده و پیدا کرده شده. ( غیاث ). به وجود آورده شده. موجودشده. هست شده.
مکون. [ م َ ] ( ع ص ) سوسمار که خایه بسیاردارد در شکم. ( مهذب الاسماء ). بیضه زیر بال گیرنده یا بیضه داده از سوسمار و ملخ و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).
(مُ کَ وَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) به وجود آورده شده، موجود شده.
(مُ کَ وِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) به وجود آورنده، موجد.
به وجودآورده شده، به وجود آمده.
تکوین کننده، به وجودآورنده، هست کننده.
تکوین کننده، بوجود آورنده، هست کننده، بوجود آورده شده، بوجود آمده
( اسم ) بوجود آورنده موجد
به وجود آورده شده، موجود شده.
به وجود آورنده، موجد.
💡 و گفت: نابینا آن است که خدای را به اشیاء بیند و نبیند اشیاء را به خدا و بینا آن است که از خدای بود نظر او به مکونات.
💡 آبشار خونه دلیل اصلی عدم امکان کشتیرانی رودخانه مکونگ به چین است. در اواخر قرن نوزدهم، استعمارگران فرانسوی تلاشهای مکرری برای عبور از آبشار انجام دادند، اما تلاشهای آنها شکست خورد. این دشواری منجر به ساخت راهآهن دون دت به دون خون در جزایر دون دت و دون خون شد.
💡 «اللَّهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» قال الواسطی: الکون کلّه له فمن طلب الکون فانّه المکون و من طلب الحقّ فوجده سخر له الکون بما فیه.
💡 انگکور که در زبان خِمِر به معنی شهر است نزدیک ساحل شمالی دریاچه تانل سَپ (یعنی دریاچهٔ بزرگ) ساخته شده است. این دریاچهٔ بزرگ و کم عمق که رودخانهٔ فرعی مکونگ را تغذیه میکند زمانی مملو از ماهی و زمینهای اطراف آن حاصل خیز بود.
💡 آبشار خونه بزرگترین آبشار جنوب شرق آسیا است. وجود این آبشار دلیل اصلی قابل کشتیرانی نبودن کامل رود مکونگ به چین است. این آبشار با هزاران جزیره و آبراههای بیشماری خود باعث شدهاست که به این منطقه نام سیفان دان یا «۴۰۰۰ جزیره» دادهاست.