مقرب

واژه «مُقَرَّب» از ریشه عربی «قَرُبَ» به معنای نزدیک شدن و نزدیک بودن گرفته شده است و در زبان فارسی و عربی به کسی گفته می‌شود که از نظر مقام، محبت، منزلت یا جایگاه، به فردی بزرگ، صاحب قدرت یا به خداوند نزدیک باشد. این واژه در اصل به معنای «نزدیک‌شده» یا «کسی که به او تقرب یافته‌اند» است، اما در کاربردهای رایج، مفهوم احترام، برگزیدگی و برخورداری از جایگاه ویژه را نیز در خود دارد. هنگامی که گفته می‌شود فردی «مقرب» است، منظور آن است که او نزد شخص یا مقامی خاص، اعتبار و ارزش فراوانی دارد و از اعتماد و توجه بیشتری برخوردار است. در متون دینی، واژه مقرب بیشتر درباره بندگان صالح و پاکی به کار می‌رود که به سبب ایمان، عبادت و کردار نیک، به خداوند نزدیک شده‌اند و از منزلت معنوی بالایی برخوردار هستند. برای نمونه، در تعبیر «فرشتگان مقرب»، منظور فرشتگانی است که از جایگاه ویژه و نزدیکی بیشتری به درگاه الهی بهره‌مندند. همچنین در زبان روزمره، هنگامی که می‌گویند «او از افراد مقرب پادشاه یا مدیر است»، مقصود این است که آن شخص از نزدیکان و مورد اعتماد او به شمار می‌آید. بنابراین، این واژه تنها به معنای نزدیکی ظاهری نیست، بلکه بیشتر بیانگر نزدیکی معنوی، عاطفی، اعتباری یا جایگاهی است و معمولاً برای توصیف افرادی به کار می‌رود که از احترام، اعتماد و منزلت ویژه‌ای نزد دیگری برخوردارند.

لغت نامه دهخدا

مقرب. [ م ُ ق َرْ رَ ] ( ع ص ) نزدیک شده. ( ناظم الاطباء ). نزدیک داشته. نزدیک کرده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || اجازه به نزدیکی داده شده. آن که به وی اجازه دخول داده شده. آن که دارای نسبت نزدیک شده باشد. ( ناظم الاطباء ). آن که از نزدیکان و محارم شخص بزرگی است و پیش او اعتبار و عزتی دارد: قال نعم و انکم لمن المقربین. ( قرآن 114/7 ).
نزدیک کردگار مکرم
در پیش شهریار مقرب.مسعودسعد.از مقربان و مرتبان کس را زهره آن نبود که پرسیدی که سبب چیست. ( چهارمقاله ص 56 ). چون مقرب بود او را هم در شب به خدمت سلطان برد. ( سلجوقنامه ظهیری ص 43 ).
جهان فضل و مروت امین دست وزارت
که زیر دست نشاند مقربان مهین را.سعدی.مقرب حضرت سلطان و مشارالیه بالبنان گشت. ( گلستان ).
پسندیده بزم صاحب شدم
مقرب به صدر مراتب شدم.نزاری قهستانی ( دستورنامه ص 72 ).مراد از صوفیان، واصلان و کاملانند که کلام مجید عبارت از ایشان به مقربان و سابقان کند. ( مصباح الهدایه چ همایی ص 4 ).
- مقربان الهی؛ کسانی که نزدیک به خدا شده و محبوب خدا باشند. ( ناظم الاطباء ).
- مقربان حضرت؛ خویشان پادشاه و نزدیکان او. ( ناظم الاطباء ).
- مقرب الحضره؛ کسی که از نزدیکان آستان شاه باشد ( در زمان صفویان و قارجاریان ). توضیح آنکه هیچگونه تفاوت فاحشی میان دو قسم رجال و صاحبان مناصب که مقرب الحضره و مقرب الخاقان عنوان آنهاست مشهود نیست جز آنکه مقرب الخاقان به شخص سلطان نزدیکی بیشتر داشت. ( سازمان صفوی ). و رجوع به ترکیب مقرب الخاقان شود.
- مقرب الخاقان؛ در دوره صفویان و قاجاریان به رجال دولت و نزدیکان دربار اطلاق می شد. در عهد شاه عباس اوّل عنوان «دیوان بیگی » بود. ( از زندگانی شاه عباس ج 3 ص 248، تألیف نصراﷲ فلسفی ). و رجوع به مقرب الحضره شود.
- مقرب الخدمة؛ نوکر که طرف اعتماد باشد. مقرب خدمت. ( ناظم الاطباء ).
- مقرب السلطان؛ آن که به پادشاه نزدیک است. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
و رجوع به ترکیب مقرب الخاقان شود.
- مقرب خدمت. رجوع به ترکیب قبل شود.
- مقرب داشتن کسی را؛ او را به خود نزدیک گردانیدن و برای اوحرمت و اعتبار قائل شدن.
- مقرب شدن؛ نزدیک گردیدن و پیش کسی حرمت و اعتبار یافتن.
- مقرب کردن. رجوع به ترکیب مقرب داشتن شود.

فرهنگ معین

(مُ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) نزدیک شونده.
(مُ قَ رَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) نزدیک شده.

فرهنگ عمید

آن که نزدیک به کسی شده و در نزد او قرب و منزلت پیدا کرده، نزدیک شده.

فرهنگ فارسی

نزدیک شده، آنکه نزدیک به کسی شده ودرنزداوقرب ومنزلت پیداکرده
( اسم ) نزدیک گرداننده.
آن زن که نزدیک رسیده بود به زه. و خر را نیز گویند. زن نزدیک زاییدن رسیده و همچنین اسب و گوسفند و به شتر ماده گفته نشود.

دانشنامه عمومی

مقرب، روستایی در دهستان مهروئیه بخش مرکزی شهرستان فاریاب در استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۳۳۷ نفر ( ۱۰۵ خانوار ) بوده است.

ویکی واژه

نزدیک شده.
نزدیک شونده.

جمله سازی با مقرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لاف تقرب مزن به حضرت جانان زان که خموشند بندگان مقرب

💡 ای دل و جان کاملان، گم شده در کمال تو عقل همه مقربان، بی خبر از وصال تو

💡 مقرب در درگاه کبریا بوده به دست کبر گرفتار و در ریا مانده

💡 این مرتبه ی مقربان در تو است آیا به چه خدمت این چنینم کردی؟

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
هیلا یعنی چه؟
هیلا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز