مفتش واژهای عربی است و در اصل به معنای جوینده و کاونده آمده است. در لغتنامه دهخدا، مفتش کسی دانسته شده که میجوید، میکاود و تفتیش میکند. همچنین در معنای اداری قدیم، به شخصی گفته میشده که از سوی وزارتخانهها و ادارهها مأمور رسیدگی به کار کارمندان بوده است. این فرد درستی یا نادرستی عملکرد کارکنان را بررسی و به مقامات گزارش میکرده است. در برخی منابع، مفتش به معنای مباشر، سرکار و ناظر نیز ذکر شده است. فرهنگ فارسی، این واژه را تفتیشکننده، جستجوکننده، کاوشکننده و بازرس معنا کرده و جمع آن را «مفتشین» آورده است. در فرهنگ معین نیز این کلمه به معنای تفتیشکننده و بازرس ثبت شده است. فرهنگ عمید علاوه بر معنای جستجوکننده و کاوشکننده، کاربرد آن را در معنای بازرس، منسوخ دانسته است. بنابراین، هسته اصلی معنای این واژه، جستجو و بررسی دقیق امور است.
مفتش
لغت نامه دهخدا
مفتش. [ م ُ ف َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) جوینده. کاونده. ( از آنندراج ). کسی که می جوید و می کاود و تفتیش می نماید. ( ناظم الاطباء ). پژوهنده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تفتیش شود. || ( اصطلاح اداری در گذشته ) بازرس. کسی که از طرف وزارتخانه ها و اداره ها به کارهای کارمندان و کارکنان رسیدگی کرده درستی یا نادرستی کارهای آنها را به مقامات مربوط آگهی می دهد. ( ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی، ذیل بازرس ). و رجوع به بازرس شود. || مباشر و سرکار و ناظر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مُ فَ تِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) تفتیش کننده، بازرس.
فرهنگ عمید
۱. تفتیش کننده، جستجوکننده، کاوش کننده.
۲. [منسوخ] بازرس.
فرهنگ فارسی
تفتیش کننده، جستجوکننده، کاوش کننده، بازرس
( اسم ) ۱ - تفتیش کننده جستجو کننده. ۲ - بازرس جمع: مفتشین.
جوینده و کاونده
جمله سازی با مفتش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جزو جزوش را مفتش باز بیند تا مباد کاندر آنجا نردبان و نیزهای پنهان بود
💡 سر ز شکر دین از آن برتافتی کز پدر میراث مفتش یافتی
💡 قدر عمر خود چرا نشناختی ضایعش کردی و مفتش باختی
💡 دل من تا بود مفتش عشق مدحت میر افتتاش منست