مشیر

«مشیر» واژه‌ای عربی است که به معنای راهنما، مشاور و کسی است که نظر و رأی خود را برای هدایت دیگران ارائه می‌دهد. این واژه از ریشه «اشاره» گرفته شده و مفهوم آن بیان نظر، راهنمایی و نشان دادن راه درست است. مشیر معمولاً فردی آگاه، باتجربه و صاحب‌نظر است که در امور مهم به دیگران مشورت می‌دهد. در متون تاریخی و سیاسی، «مشیر» عنوانی برای برخی از رجال دولتی و مشاوران پادشاهان و حاکمان بوده است. این واژه در زبان رسمی و ادبی بیشتر به کار می‌رود و بار معنایی احترام‌آمیز دارد. مشیر نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌ها دارد، زیرا با ارائه نظر درست می‌تواند از خطا و اشتباه جلوگیری کند. 

مترادف‌ها

مشاور، راهنما، فرمانده

لغت نامه دهخدا

مشیر. [ م ُ ] ( ع ص ) صاحب مشورت و مشورت کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). مشورت کننده و تدبیرکننده و وزیر و صاحب مشورت. ( ناظم الاطباء ). اسم فاعل است بمعنی مشورت کننده، و در اصطلاح ارباب سیاست فوق وزیر است. ( از محیطالمحیط ):
هشیاردر مشاورت شه بود از آنک
اندرخور مشاورت شه بود مشیر.فرخی.عبدوس کدخدا و مشیر و مدبر آن لشکر است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 448 ).
طبیعت ندانم چه باشد مشیر
اگر تو بدانی بگویم رواست.ناصرخسرو.تو را بدانچه کنی رای پیر و بخت جوان
به حل و عقد ممالک مشیر باد و مشار.مسعودسعد.معین اوست فلک چون مشیر اوست جهان
یکی چه نیک معین و یکی چه نیک مشیر.مسعودسعد.مشیر و ندیم و مونس او کسانی بودند که هم به عقل و هم به فضل و ذکا و زبان دانی و آداب نفس آراسته بودندی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 72 ).
فضل و دولت را مداری ملک و ملت را مشار
دین و دولت را پناهی عز و حشمت رامشیر.سنایی.... به وزیر و مشیرو به معاونت و مظاهرت محتاج نگشت. ( کلیله و دمنه ).
به هر گناه مشارالیه خلق شدم
از آنکه وسوسه دیو بُد مشیر مرا.سوزنی.این حدیث آمد دراز ای ناگزیر
بازگو اضلال فرعون و مشیر.مولوی.ظهیر سریر سلطنت ومشیر تدبیر مملکت. ( گلستان ).
- مشیران سلطنت؛ وزیران دانا و آگاه. ( ناظم الاطباء ).
|| اشارت کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). با دست اشاره کننده، و هر چیزی که بدان اشاره میکنند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مُ ) [ ع. ] (اِفا. ) مشورت کننده، تدبیرکننده.

فرهنگ عمید

۱. اشاره کننده.
۲. مشورت کننده.

فرهنگ فارسی

اشاره کننده، مشورت کننده
( اسم ) ۱ - اشاره کننده. ۲ - مشورت کننده: رای زننده: صاحب الرای والکمالات مبارک مشیر همایون وزیر... جمع: مشیرین.

فرهنگ اسم ها

اسم: مشیر (پسر) (عربی) (تلفظ: mošir) (فارسی: مشير) (انگلیسی: moshir)
معنی: مشورت کننده، تدبیر کننده، ( در قدیم ) آن که در کارها با او مشورت می کنند، رای زننده

جمله سازی با مشیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او به عنوان یک مشیر با تجربه در امور سیاسی، همیشه سعی می‌کرد توصیه‌هایی منطقی و بر اساس واقعیت به دولت ارائه دهد.

💡 در جریان مذاکرات پیچیده بین‌المللی، حضور یک مشیر حقوقی خبره برای حفظ حقوق کشور بسیار حیاتی و ضروری به نظر می‌رسید.

💡 بسیاری از مدیران بزرگ شرکت‌ها برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، از خدمات یک مشیر اقتصادی متخصص و باسابقه بهره می‌برند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران