لغت نامه دهخدا
( مستقلاً ) مستقلاً. [ م ُ ت َ ق ِل ْ لَن ْ ] ( ع ق ) به استقلال. بالاستقلال. مستقلانه. منفرداً و بطور تنهایی و بدون شرکت دیگری. بالانفراد. و رجوع به مستقل و استقلال شود.
( مستقلاً ) مستقلاً. [ م ُ ت َ ق ِل ْ لَن ْ ] ( ع ق ) به استقلال. بالاستقلال. مستقلانه. منفرداً و بطور تنهایی و بدون شرکت دیگری. بالانفراد. و رجوع به مستقل و استقلال شود.
( مستقلاً ) (مُ تَ قِ لَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به استقلال، آزادانه.
به استقلال آزادانه: همیشه مستقلا کارهای خود را انجام میدهند.
به استقلال، آزادانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر چاپ تمامی البدایة، بخشهایی از آن نیز جداگانه چاپ شدهاست از جمله بدایة الخلق، توسط ابراهیم محمد الجمل مستقلاً چاپ شدهاست. همچنین قصص الانبیاء و به ویژه السیرة النبویة که بخشی از البدایة است مکرر به چاپ رسیدهاست.
💡 خوارزمی کتاب حساب الهندی را در ۸۲۵ میلادی نوشت و الکندی مستقلاً کتاب فی استعمال اعداد الهندی را در ۸۳۰ میلادی نوشت. در قرن بعد کوشیار گیلانی کتاب فی اصول حساب الهندی را نوشت.
💡 یکی از اولین کتابهایی که مستقلاً به علم اخلاق پرداختهاست کتاب اخلاق نیکوماخوس اثر ارسطو است که خطاب به فرزندش، نیکوماخوس نوشتهاست.
💡 مجموعه صفات فوق باعث می شود کارکرد شغلی این افراد اغلب مختل باشد، به طوری که نمیتواند مستقلاً و بدون نظارت دقیق شخص دیگری کارهای خود را انجام دهند.
💡 در هر دستگاه اندازهگیری کمیتهایی را به عنوان کمیتهای اصلی مشخص میکنیم و سپس آنها را مستقلاً تعریف کرده و روش اندازهگیری مستقل آنها را ارائه میکنیم. کمیتهای فرعی با بهکارگیری قوانین فیزیک و روابط ریاضی به دست میآیند.