«مجدب» واژهای عربی است که به معنای خشک و بیگیاه به کار میرود. این کلمه برای توصیف زمین یا مکانی استفاده میشود که به دلیل نبود بارندگی یا شرایط نامساعد طبیعی، از وجود گیاهان و سرسبزی خالی باشد. زمین مجدب معمولاً نمادی از خشکسالی، کمآبی و شرایط سخت زیستمحیطی است. علاوه بر این، در برخی کاربردها، مجدب به افرادی یا اقوامی نیز اشاره میکند که دچار قحطی و کمیابی آذوقه شدهاند و در شرایط تنگدستی و سختی زندگی میکنند. این واژه در متون ادبی و توصیفی نیز برای بیان تصاویری از خشکی، بیحاصلی و محرومیت به کار میرود. در فرهنگهای مختلف، زمین مجدب نماد دوری از برکت و آبادانی است و اغلب در برابر زمین حاصلخیز و سرسبز قرار میگیرد. به طور کلی، این واژه اشارهای به خشکی و بیبارانی دارد که میتواند هم برای توصیف طبیعت و هم برای اشاره به وضعیت سخت و دشوار زندگی انسانی به کار رود.
مجدب
لغت نامه دهخدا
مجدب. [ م ُ دِ ] ( ع ص ) آن که زمین را خشک بی نبات یابد. ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || قوم قحطرسیده و باقحط. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). تنگدست ازقلت و کمیابی آذوقه. ( ناظم الاطباء ). || زمین خشک بی نبات. ( آنندراج ). مکان خشک بی نبات. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(مُ دَ یا جَ دَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) خشک و بی گیاه گردیده.
فرهنگ عمید
خشک و بی گیاه.