ویکی واژه
جِ مجنون؛ دیوانگان.
جِ مجنون؛ دیوانگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرد که قید مجانین عشق میفرمود به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه
💡 گفتم که «نماز از چه بر اطفال و مجانین واجب نشود تا نشود عقل مجبر؟»
💡 چارهٔ درد مجانین محبت نبود مگر آن سلسله جعد معنبر گیرند
💡 برو، ای خواجه عاقل، بنشین گوشه عفت نکنی فهم معانی، نبری ره بمجانین
💡 کجا برند مجانین نصیحتِ عقلا که پند از او و نصیحت نمی کنند قبول
💡 عنانِ عزم به تسلیم داده اند مجانین مرادِ قیس میسّر نشد به بازویِ نوفل