مجانین
مترادفها
دیوانگان، دیوانهها
متضادها
عاقلان، هوشیاران
ویکی واژه
جِ مجنون؛ دیوانگان.
جمله سازی با مجانین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خرد که قید مجانین عشق میفرمود به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه
💡 گفتم که «نماز از چه بر اطفال و مجانین واجب نشود تا نشود عقل مجبر؟»
💡 چارهٔ درد مجانین محبت نبود مگر آن سلسله جعد معنبر گیرند
💡 برو، ای خواجه عاقل، بنشین گوشه عفت نکنی فهم معانی، نبری ره بمجانین
💡 کجا برند مجانین نصیحتِ عقلا که پند از او و نصیحت نمی کنند قبول
💡 عنانِ عزم به تسلیم داده اند مجانین مرادِ قیس میسّر نشد به بازویِ نوفل
💡 دولت باید برنامههای حمایتی و مراقبتی ویژهای را برای بهبود کیفیت زندگی مجانین و خانوادههای آنها در سطح کل کشور اجرا نماید.
💡 در متون قدیمی و ادبی، گاهی از واژه مجانین برای توصیف افرادی که از سلامت روان خود فاصله گرفته بودند، استفاده میشد.
💡 مراقبت از مجانین نیازمند صبر بسیار زیاد و دانش تخصصی پزشکی است تا بتوان از رفتارهای ناگهانی آنها در محیطهای عمومی پیشگیری کرد.