متعارفی
مترادفها
معمول، رایج، متداول، مرسوم
متضادها
غیرمتعارف
لغت نامه دهخدا
متعارفی. [ م ُ ت َ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به متعارف.
- اصول متعارفی؛ در منطق و ریاضی قضایایی هستند که بنفسه معلوم اند و اثبات آنها احتیاج به قضیه دیگر ندارد. و به عبارت دیگر ذهن با قصد موضوع و محمول به ثبوت آنها حکم می کند. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) منسوب به متعارف، مربوط به متعارف:،اصول ~قضایایی هستند که به نفسه معلومند و اثبات آن ها احتیاج به قضیة دیگر ندارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به متعارف مربوط به متعارف. یا اصول متعارفی. قضایایی هستند که بنفسه معلومند و اثبات آنها احتیاج بقضی. دیگر ندارد و بعبارت دیگر ذهن با قصد موضوع و محمول بثبوت آنها حکم میکند.
ویکی واژه
منسوب به متعارف، مربوط به متعارف:؛اصول ~قضایایی هستند که به نفسه معلومند و اثبات آنها احتیاج به قضیة دیگر ندارد.
جمله سازی با متعارفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای تقسیم دو کسر متعارفی میتوان آن را به صورت حاصلضرب نوشت و عملیات را مطابق با عملیات ضرب انجام داد. برای این کار کافی است که کسر مقسوم علیه را به صورت معکوس درآورده و در مقسوم ضرب کنیم.