لغت نامه دهخدا
متراژ. [ م ِ ] ( فرانسوی، اِ ) اندازه گیری با متر. ( از لاروس ). و رجوع به متر شود.
متراژ. [ م ِ ] ( فرانسوی، اِ ) اندازه گیری با متر. ( از لاروس ). و رجوع به متر شود.
(مِ ) [ انگ. ] (اِ. ) اندازه، مساحت.
اندازۀ طول یا سطح برحسب متر یا مترمربع.
اندازه گیری بامتر
( اسم ) اندازه گیری بمقیاس متر گز پیمایی
اندازه گیری با متر
اندازه، مساحت.
💡 با توجه به برابری نسبی اَرَش با متر، مساحت مسجد در سال هفتم میبایست ۲۴۳۳ متر مربع شدهباشد و این متراژ عینی از بنای مسجد، طبق معیارهای نقشهای که کارشناسان ترک در اواخر سدهٔ ششم خورشیدی که ۲۴۷۵ متر مربع ارائه دادهاند، مطابقت محاسباتی دارد.
💡 متراژ ساختمانهای ساخته شده از ۱۳۹۲ نه درصد کمتر شده.
💡 تکنولوژیهای بسیاری قادر به اجرای کاربردهای چندگانه هستند. برای مثال، سیستم ارتباطی اساساً برای خواندن متراژ اتوماتیک تهیه شدند و میتوانند گاهی اوقات نیز برای کنترل بار یا برای کاربردهای پاسخ تقاضا استفاده شوند.
💡 عملیات اجرایی این پالایشگاه از سال ۱۳۹۹ آغاز شد و فاز اول مجموعه با سرمایهگذاری ۲۵۰ میلیارد تومان توسط بخش خصوصی در ۲۰ بهمن ۱۴۰۱ و فاز دوم نیز به متراژ ۱۹ هزار و ۶۰۰ متر مربع و با سرمایهگذاری بیش از سه هزار میلیارد ریال در ۲۸ شهریور ۱۴۰۲ به بهرهبرداری رسید.