این کلمه واژهای فارسی و عربی است که در متون قدیمی به کار رفته و معانی مختلفی دارد. یکی از معانی «مبلی» آن کسی است که ناقه یا شتر مخصوص قربانی را بر سر قبر صاحبش میبندد تا بمیرد؛ این کاربرد در متون تاریخی و آنندراج آمده است. معنای دیگر «مبلی» پوشاننده لباس است، یعنی کسی که لباس یا پوشش فراهم میکند. این واژه همچنین به کسی یا چیزی گفته میشود که کهنهکننده، پارهکننده یا اتلافکننده است، یعنی موجب فرسودگی یا آسیب میشود. در برخی منابع، «مبلی» به معنای آزماینده یا امتحانکننده نیز ذکر شده است، یعنی کسی که توانایی یا صبر دیگران را میسنجد. همچنین این واژه در برخی متون به عنوان پاککننده، صافکننده و جلادهنده به کار رفته است، یعنی کسی که چیزی را تمیز، مرتب یا زیبا میکند. در یک معنای مثبتتر، «مبلی» میتواند به کسی گفته شود که کفایت میکند و دیگران را راضی و خشنود میسازد.
مبلی
لغت نامه دهخدا
مبلی. [ م ُ ب َل ْ لی ] ( ع ص ) آن که ناقه را بر سر گور خداوندش بندد تا بمیرد. ( آنندراج ). آن که شتر بلیه را بر سر قبر صاحبش می بندد. ( ناظم الاطباء ). || آن که لباس می پوشاند. || کهنه کننده. || پاره کننده. || اتلاف کننده. ( ناظم الاطباء ).
مبلی. [ م ُ ] ( ع ص ) کهنه کننده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || پاره کننده. || اتلاف کننده. || آزماینده. || آن که سعادتمند می گرداند. ( ناظم الاطباء ). || پاک کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || آن که کفایت میکند و راضی و خشنود می سازد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || صاف کننده و جلا دهنده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کهنه کننده