مأمول

لغت نامه دهخدا

مأمول. [ م َءْ ] ( ع ص ) امیدداشته شده. ( ناظم الاطباء ): مأمول و مرجو از کرم بزرگان و اصحاب فضل و کمال... ( تاریخ قم ص 3 ). || متوقع و امیدوار و آرزومند و منتظر. || ( اِ ) امید و انتظار. ( ناظم الاطباء ). || آرزو. آرمان: و باز این قسم دو نوعند، یکی نوع آنند که به استاد و تلقف و تکلف و خواندن و نبشتن به کنه این مأمول رسند. ( چهارمقاله ص 17 ).
شب دراز دو چشمم بر آستان امید
که بامداد در حجره می زند مأمول.سعدی.

فرهنگ معین

( مأمول ) (مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) آرزو شده.

فرهنگ عمید

۱. آرزوشده.
۲. (اسم ) آرزو، خواهش.

فرهنگ فارسی

آرزوشده، آرزووخواهش
۱ - ( اسم ) آرزو شده: مامول و مرجو از کرم بزرگان و اصحاب فضل و کمال... ۲ - ( اسم ) آرزو آرمان: و باز این قسم دو نوعند: یکی نوع آنند که به استاد و تلقف و تکلف و خواندن و نبشتن بکنه این مامول رسند.
امید داشتته شده

جمله سازی با مأمول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی که گشته ز نزدیک و دور بنده تو گرفته کام ز مأمول عاجل و اجل

💡 نبّئت انّ رسول اللَّه اوعدنی و العفو عند رسول اللَّه مأمول‌

💡 همه از جان و دل به حق مشغول همه را حاصل اندر و مأمول

💡 بکشتگان تو تکلیف آب خضر خطاست که قتل عاشق او راست غایت مأمول

💡 یعلم الله کز درت غایب نبودی یکزمان هیچ اگر بودیش بر ادراک مأمول اقتدار

💡 اگرچه وصل تو مأمول ما بود لیکن چو غافلان بامل دل نمی توان خوش کرد

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز