لغت نامه دهخدا
لاینقطع. [ ی َ ق َ طِ ] ( ع ص مرکب، ق مرکب ) ( از: لا + ینقطع ) مدام و پیوسته و متصل. دائم.
لاینقطع. [ ی َ ق َ طِ ] ( ع ص مرکب، ق مرکب ) ( از: لا + ینقطع ) مدام و پیوسته و متصل. دائم.
(یَ قَ طِ ) [ ع. ] (ص مر. ) مدام، پیوسته.
پیوسته، پشت سر هم، پی درپی.
پیوسته، پشت سرهم، پی درپی
۱- جمله فعلی )بریده نمیشود. ۲- پیوسته پی درپی: ولاینقطع غایتع قصوی نیت.. واستیصال آن فریق بی راه و طریق میبرد.
مداوم و پیوسته و متصل. دائم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهر سو نهرها زان گشته جاری همه لاینقطع چون فیض باری