لغت نامه دهخدا
لاش کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غارت کردن. یغما کردن:
ای پسرگر دل و دین را سفها لاش کنند
تو چو ایشان مکن و دین و دل خویش ملاش.ناصرخسرو. || تباه کردن. نابود کردن:
دیر نپاید که کند گشت چرخ
اینهمه را یکسره ناچیز و لاش.ناصرخسرو.
لاش کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غارت کردن. یغما کردن:
ای پسرگر دل و دین را سفها لاش کنند
تو چو ایشان مکن و دین و دل خویش ملاش.ناصرخسرو. || تباه کردن. نابود کردن:
دیر نپاید که کند گشت چرخ
اینهمه را یکسره ناچیز و لاش.ناصرخسرو.
(کَ دَ ) (مص م. ) غارت کردن، یغما کردن.
( مصدر ) چیدن خوشه های انگور: جهانی است چون رزی که لاش کرده باشند چون می طلبی خوشه و غژمی چند پدید آید.
غارت کردن، یغما کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از مرگ آخناتون و پایان دوره امارنه، مذهب سنتی با همه خدایانش بازگشت و فرعونهای پسین تلاش کردند نفرین یادگار را بر آثار آن دوره ایجاد کنند. تلاش رامسس دوم بر این بود که آنچه را که در زمان آخناتون از دست رفته بود، باز یابد. رامسس دوم موثرترین فرعون در پاک نمودن دورهٔ امارنه از تاریخ مصر است.
💡 در استاندارد اکس۳٫۱۵، کمیته اکس ۳ همچنین به نحوه انتقال اسکی (حداقل بیت قابل توجهی در ابتدا)، : 249–253 و چگونگی ثبت آن در نوار سوراخ شده پرداختهاست. آنها برای نوار مغناطیسی استاندارد ۹ ردیابی را پیشنهاد کردند و تلاش کردند تا با برخی از قالبهای کارت پانچ شده مقابله کنند.
💡 در دهه ۱۹۸۰، اغلب اقتصادهای با برنامه دنیا به دلایل مختلف تلاش کردند که خود را به اقتصاد بازار تبدیل کنند و میزان موفقیت آنها متفاوت بود. در شوروی سابق این فرایند پرسترویکا (بازسازی) نامیده میشد، در حالیکه در چین ایجاد یک " اقتصاد بازار سوسیالیست "، یک عنصر از اصلاح اقتصادی چین بود.